
آشتی کردم،چند روزی میشه
و نمیتونه بدون من باشه


سلام
دلم خیلی گرفته البته اگه دلی مونده باشه!
دیروز با خانومیم(هانیه) یکم دعوامون شد،آخرشم بهم گفت من حوصله ندارم،بای!،بعدش من گفتم حوصله منم نداری؟،اونم نامردی نکرد و گفت نه،حوصله ی تو رو هم ندارم،بای
دیشب اس داد که گوشیمو مامانم داره میگیره دیگه نه اس بده نه بزنگ،اما من دلم طاقت نیاورد و آخر شب یه اس خالی دادم و یه میسم انداختم
1ساعت پیش واسم زنگ زد و خیلی عصبانی و جدی گفت مگه نگفتم نزنگ؟ یکم با هم کلکل کردیم و بعدش قطع کردیم
اما بازم دلم طاقت نیاورد،گفتم بهش بگم که ناراحتم،حتما معذرت خواهی میکنی اما وقتی واسش زنگ زدم و گفتم دلمو شکوندی گفت:باشه!! بعدشم من گوشیرو قطع کردم
دیگه از چشمم افتاده،اگرم الان یا 3ماه دیگه زنگ بزنه و کلی هم معذرت خواهی کنه دیگه نمیتونم مثه قبل بهش نگاه کنم
خیلی ناراحتم،فکر این که باید بازهم دوره ای رو پشت سر بزارم که قبلا یه بار تجربش کردم و تجربه دوبارش اصلا واسم خوش آیند نیست خیلی آزارم میده
نمیدونم،شاید اونم الان پیشه خودش ناراحت باشه که ناراحتم کرده اما این واسه من هیچ ارزشی نداره
بعد زنگش رفتم یه دوش بگیرم که شاید حالم بهتر شه اما ناخودآگاه بغضم گرفت و اشکم در اومد
نمیدونم قضیه چیه که همیشه آخر داستان من همینه،شاید این قسمتمه!!
الانم دارم آهنگ مجید علیپور رو گوش میکنم که بنظرم خیلی به حالم نزدیکه
تکستش رو واستون مینویسم تا شما هم درکم کنید
چی به روزه من آوردی؟
تو که هیچی نمیدونی از منو از سرنوشتم / میدونم اصلا نخوندی نامه هایی که نوشتم
با چه شوقی عاشقونه چشم به راه تو نشستم / با تو هیچی کم نداشتم،بی تو بدجوری شکستم
یا نرو یا اگه رفتی خاطراتتو نمیخوام / بخدا این دفعه رفتی دیگه دنبالت نمیام
خسته ام از همه حرفات به تو هم خوبی نیومد / برو و منو رها کن،دیگه صبر من سر اومد
دیگه بستمه نمیخوام که سراغمو بگیری / برو که حقته اینبار دیگه از دوریم بمیری
میدونم هرجا که باشم واسه تو فرقی نداره / چی به روز من آوردی که داره اشکام میباره
کاش میشد بازم میموندی عشقو یاد من میدادی / من از اول میدونستم که تو از سرم زیادی
کاش از اولش میگفتی که یه روز میخوای نباشی / نه وقتی دل به تو بستم بری و ازم جدا شی
توی خاطرم میمونه که تو رفتی بی بهونه / بخدا ناله ی شب ها خون بهای عشقمونه
سرتو بالا بگیر و بگو عاشقم نبودی / من برات بازیچه بودم،تو بگو برای من چی بودی؟
دیگه بستمه نمیخوام که سراغمو بگیری / برو که حقته اینبار دیگه از دوریم بمیری
میدونم هرجا که باشم واسه تو فرقی نداره / چی به روز من آوردی که داره اشکام میباره
هدر وبلاگ رو هم واسه همین عوض کردم،بنظرم این هدر هم خیلی عاشقونس
من یه مدتی کمتر میام نت،میخوام بخوابم،فقط خواب،شاید بتونم از خودم فرار کنم!
عاقل باشید نه عاشق
یا حق
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته!!!(چقد زیاد)
امروز که اینترنتم قطع شد و گفتن حالا حالاها قطعه،پس مجبورم از دیال آپ استفاده کنم که تقریبا غیرقابل استفادس چون تا یه صفحه رو وا کنه من پیر شدم
اما حالا دارم با همون واستون این پستو میزارم
اول از همه میخوام چندتا اطلاعات عمومی توپ بهتون بدم
آیا میدانید:
1-در تمام دنیا 180 کشور به اینترنت دسترسی دارند که ایران از نظر سرعت در رتبه 173 قرار دارد؟
2-آیا میدانید بیشترین سرعت اینترنت دنیا متعلق به کره جنوبی است و کشورهایی مانند امریکا و انگلستان در رتبه های 10 تا 15 قرار دارند؟
3-وزیر ارتباطات فرموده اند سرعت اینترنت ما زیادتر از نیاز مردم است؟ تکبیر!
4-سرعت اینترنت بالا ممکن است اسلام را در معرض خطر قرار دهد؟
5-طبق حکم آیت الله مکارم شیرازی سایت هایی که مسدود میشوند حرام هستند و فقط مراجع میتوانند آنها را مشاهده کنند؟!
6-ایران،سرور دنیا،و تنها کشوری که قدرت سلطه بر تمام جهان را دارد و میتواند در عرض یک روز کشورهایی مانند روسیه،آلمان،انگلستان،امریکا و اسرائیل را با موشک های ذوالجنا و ذوالفقارش نابود کند،به زحمت و با یاری خدا و 14 معصوم و 124000پیامبر و یاران صدر اسلام و شانس بسیار توانست با اختلاف یک گل کشور عراق که در جنگ و بحران به سر میبرد را شکست دهد؟
خب بسته دیگه،زیاد اطلاعاتتون بالا بره ممکنه خطرناک شین!
حالا خبر دوم اینکه نسخه اصلی سایتم(گالری عکس)که به زبان انگلیسی قراره تا آخر هفته راه بیفته و خداروشکر همه چی داره خوب پیش میره
خبر سوم و مهم:
از دیروز تهران زیر پتوی سپید طبیعته!(چقد شاعرانه)
آقا من بلد نیستم اینجوری بحرفم!،برف اومده دیگه
امروز ساعت 5:50 صبح بیدار شدم کلی وسایل گرمایشی به خودم بستم که برم مکتب،از در خونه رفتم بیرون داشتم پوتین هامو میپوشیدم(که به قول داداشم مثه پوتین آتیش نشانا میمونه) که همسایه روبه روییمون در رو وا کرد و گفت داری میری مدرسه؟ منم گفتم آره،گفت خب نرو!همین الان اعلام کرد مدارس تعطیله،منم کلی ازش تشکر کردم و برای شادی روح امواتش سه چهار بار سوره بقره رو ختم کردم و رفتم توی خونه و چنان دادی زدم که همه بیدار شدن
الان که اینترنتم قطع بود و حوصلم سر رفته بود گفتم یه پست جدید بنویسم
دوشیتون دالم
مواظب خودتون باشین که یه وقت سلما نخولین
موضوع مطلب : درد دل, نویسنده:رهگذر | نظرت شما ()آری،ساعت 6:16 بامداد امروز پیکر بی جان و پشیمان جوانی که اسیر وسوسه های شیطانی دختری شده بود و رقیب خود را به قتل رسانده بود از طنابی نازک آویخته شد تا دل مردم خونخوار این سرزمین آرام گیرد
![]()
آری،آن زمان که جوانی به نام یعقوب با مرگ دست و پنجه نرم میکرد مردم پایکوبان نهیب تشکر،تشکر سر میدادند!
آری،متشکریم برای این برادرکشی،متشکریم برای اینکه افراد بی گناه را با قاطعیت به دار می آویزید،متشکریم برای اینکه ماموران امنیت این سرزمین جرات برخورد با یک جوان عصبانی را نداشتند،و متشکریم برای اینکه هیچکس به مقصر واقعی نظری نکرد
یعقوب یک روز قبل از اعدامش 100ضربه شلاق را تحمل کرده بود به جرم رابطه نا مشروع با کیمیا،و جالب اینجاست که ضربه شلاقی برای کیمیا نبود،چرا؟؟ معلوم است،زیرا او کسی را در میان آقایان داشته که کمکش کند و دریغ که آقای عالم در دل یعقوب بود و دیدیم چه آرام گوش به ندای دلنواز مرگش میسپرد!
بی شک وحشتناک ترین صحنه ای که به عمر خود دیدم همین بود،متاسفم از اینکه مردم کشورم اینگونه خواهان خونریزی و کشتار هستند و پدر و مادر مقتول که با خوشحالی تمام اعدام یعقوب را میستودند،کجاست آن قلبهای مهربان که دست نیاز دشمن را هم رد نمیکرد؟ کجایند آنان که...؟
چرا هیچکس نهیبی بر این دولت نزد که چرا اجتماع ما به جایی میرسد که دخترها و پسرها رابطه نامشروع دارند و یعقوب ها رقیبانشان را میکشند و چرا هیچیک از مردان پارسی جرات دخالت را نداشتند؟
آری،عدالت اسلامی این است،آن بود عدالتی که علی داشت و این است عدالتی که ما داریم اما چه محابا که احدی نیست تا به کردارمان بنگرد،یعقوب من آرام بخواب که ما بیداریم و مینگریم به پیکر پاکت که آخرین لحظات خود را در میان این گرگ ها میگذراند
![]()
به عکس زیر خوب بنگرید
![]()
اینها طرفداران یک تیم فوتبال نیستند که برای تشویق تیمشان آمده اند،اینان مردم سرزمینمان هستند که چنین مشتاقانه جان دادن برادرشان را مینگرند،زیباست؟ زیباست صحنه ی جان دادن برادرتان؟ آیا اگر کسان خودتان بر آن چوبه بودند اینگونه مینگریستید؟
در نهایت متاسفم برای کشورم،مردمم و خودم!!
طبق روال همیشگی مقاله کوتاه خود را با این مضمون به پایان میرسانم
به امید روزی که پرده های ظلمت دریده شود و نور عدالت و آزادی بر مردمان این سرزمین بتابد
یا حق
منبع:وبلاگ وکیل کوچولو-حسام حسین زاده
سلام دوستان
این مدت خیلی درگیرم،از یه طرف کارای سایتم،از طرف دیگه امتحانات مدرسه،یه طرف دیگه کلاس زبان!!
هه هه،چقد طرفا زیاد شد
امروز اومدم خاطره اولین انتحان رسمیمونو واستون بنویسم،عربی بود،از ساعت 3 تا 6 صبح خوندم و رفتم سر جلسه
امتحان خوبی بود،دور و بر 17 میشم
بعد از امتحان رفتیم تو پارک نزدیک مدرسمون،10نفری میشدیم،خوابیدیم رو چمنا و بساط لهب و لعبو پهن کردیم!!
یکی داشت ورق بازی میکرد،یکی تخته نرد،نیما دپرس بود چون قرار بود با سهیلا بهم بزنه،من و علی و محمد و پویا داشتیم میگفتیم و میخندیدم،نیما هم خوابیده بود رو پای من،خیلی معصوم شده بود!!
نکته مهم اینجاست که بچه ها حدودا 4تا پاکت سیگار کشیدن(2تا وینستون،1تا زست،1تا هم اسی) و نکته مهم تر اینه که من تونستم خودمو کنترل کنم و بخاطر قولی که به یکی داده بودم لب به سیگارا نزدم
الانم که دارم این پستو مینویسم:
1-دارم آهنگ فیروزه عباس قادری رو گوش میکنم
2-فردا امتحان دینی داریم و 1صفحه هم نخوندم!
3-در حال اس ام اس بازی با خانومم هستم که البته چند ثانیه پیش شب بخیر گفتیم
4-الانم تصمیم دارم برم لالا چون باید ساعت 3 بیدار شم و درس بخونم
مواظب خودتون باشید،دوستون دارم
یاعلی
موضوع مطلب : خاطرات سال دوم, نویسنده:رهگذر | نظرت شما ()رسانه شمایید
روز 16آذر راهپیمایی همگانی اعلام شده،البته این خبر توسط سایت های سران این جنبش تایید نشده اما مردم ایران به خوبی راه خود را یافته اند و دیگر نیازی به این سران خود فروخته ندارند
این راهپیمایی که گویی توسط دانشجویان سرتاسر کشور برنامه ریزی شده،زمینه ای برای بازگشت موج سبز به خیابان هاست،این هم پوستری که توسط دانشجویان و مردم در اینترنت پخش شده

سلام بچه ها
از همین جا از آبجیه گلم،مریم،بابت راهنماییهاش تشکر میکنم
حالا بریم سراغ اصل مطلب
امروز صبح بردنمون سینما،رفتیم ملک سلیمان نبی رو ببینیم،بعد من و ممد و علی و نیما رفتیم ته سالن،ردیف جلوی ما سوم های مدرسمون بودن،یهو نیما داد زد گفت کیهههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟،یکی از سوما گفت خفه شو،نیما گفت نشم؟ و... ، خلاصه بهشون گفتیم رفتیم مدرسه حالیتون میکنیم
به محض اینکه از اتوبوس پیاده شدیم علی با کله گذاشت زیر چشم یکی از سوما و دعوا شروع شد و هم زدیم و هم خوردیم،البته خداوکیلی بیشتر زدیما
اما دعوای اصلی سر ظهر بود واسه نیما،نیما اومده بود شهرک ما خونه ی زیدش(همون جی اف) بعد مثل اینکه وقتی میخواسته بره خونه سرایدار که از قضا افغانی هم بوده نیما رو صدا زده بهش گفته بیا تو اتاقم تنهام و...،بعد تهدید کرده اگه نیای به پدر مادر دختره میگم،بعد نیما زنگ زد واسه من قضیه رو گفت منم گفتم گوشی رو بده به اون افغانیه،یکم به هم چرت و پرت گفتیم و یهو من قاطی کردم و بهش گفتم همونجا واستا 10مین دیگه اونجام
چاقوی کوچیکی که هدیه رفیقای شمالم بود و برداشتم و رفتم،رفتم توی ساختمون،مرتیکه اسگل رفته بود بیل آورده بود!!
رفتم طرفش و یکم با هم درگیر شدیم،اون با بیل،من دست خالی،آخرش چسبوندمش بیخ دیوال،چاقو رو گذاشتم کنار ابروش گقتم اگه ..... داری برو به پدر و مادر دختره بگو یا مزاحم دختره یا نیما شو،بی ناموسم اگه خط خطیت نکنم،یارو افغانیه بدجور گرخیده بود،بعد که داشتم میرفتم بهم میگفت واستا زنگ بزنم فلان خطر از نظام آباد پاشه بیاد بعد بهت میگم،منم کلی خندیدم و بهش گفتم شمارشو بده تا خودم بزنگم باهاش قرار بزارم
اینم از این
حالا برنامه فردا اینه
مدرسه 3تا امتحان داریم،بعد از مدرسه میریم میدون هروی تا فلانه یه پسره رو صلوات بدیم که مزاحم زید نیما شده،بعدش هم میرم کلاس زبان تا انتحان فاینال بدیم و به مبارکی بفتییییییییییییییییییییییم
دیگه خیلی زر زدم
باید برم درس بخونم
فعلا بای
موضوع مطلب : درد دل,خاطرات سال دوم, نویسنده:رهگذر | نظرت شما ()نمیدونم توجه کردین یا نه
اما تو مراسم دیدار رهبر با 110هزار بسیجی یه نکته جالب وجود داشت اونم بنر بالای جایگاه بود که روش عبارت«لبیک یا علی» درج شده بود،منظور از علی کدوم علیه؟؟؟ اگه امام علی(ع) هست چرا (ع) رو نذاشتن؟!،اگه منظورشون آقاس که چرا تو روز پادشاهی ساقی کوثر بر جهان اسلام روی اون بنر اینو نوشتن؟!! اصلا چه دلیلی داره؟؟
حالا من با کلی گشتن تو نت عکسهای این روز رو پیدا کردم و واستون گذاشتم،حتما نظراتتون رو بگید




سلام
نمیدونم تا حالا چیزی راجع به شاهین نجفی شنیدید یا نه اما خب یکمی واستون توضیح میدم
یک انزلیچی که چند سال پیش ایران رو به مقصد آلمان ترک کرد،از بنیان گذاران رپ سیاسی-اجتماعی و به قول خودش رپ درد در ایرانه،در کارهاش برای رسوندن مقصودش از هر روشی استفاده میکنه،از فحش گرفته تا اهانت به اشخاص سیاسی و حتی دین!!!
محکوم به چندین بار اعدامه اما خب چون تو ایران نیست از دست هیچکس کاری بر نمیاد
من از طرفدارای پروپا قرص شاهینم،همه ی آهنگاشو بیش از 100بار گوش کردم
آلبوم جدید این خواننده رپ چند روز پیش با مضمون سال خون منتشر شد
همه ی تراکای آلبوم قشنگن اما تنها تراکی که هم قشنگه هم توش فحش نمیده تراک «برادر بر دار» هستش که برای فرزاد،غیور مرد کردستانی که چندی پیش در طی پروژه ایجاد وحشت در میان مخالفان رژیم اعدام شد خونده و واقعا فوق العادس،مخصوصا اینکه یه قسمتی از آهنگ به زیان زیبای کردی توسط شاهو اجرا میشه،پیشنهاد میکنم کل آلبومو دانلود کنید،اگه تمایل به دانلود همش ندارید حتما تراکی که گفتم رو دانلود کنید
به قول شاهین به سلامتی هرچی سرو سبزه
تا مجالی دیگر برای با شما بودن در پناه حق
" ... ظاهراً قاتل و مقتول به دلیل ارتباطی که با یک خانم داشتهاند با یکدیگر درگیر شدهاند و براساس تحقیقات عامل جنایت مدام فریاد میزده است موضوع ناموسی است و کسی دخالت نکند... دقیقاً 5 دقیقه پس از تماس، 2 نفر از مأموران در محل حاضر شدهاند... بله، ما از صحنه فیلم داریم، من متأسف هستم که برخی بدون توجه به این حادثه تنها لبخند میزنند و شاهد این حادثه دلخراش بودند....من نگفتم پلیس کوتاهی نکرده اما شما به عنوان خبرنگار بپرسید چرا پس از تماسهای مکرر، اورژانس در محل حضور پیدا نکرده است؟ در ثانی پلیس چه اقدامی میتوانست انجام دهد. اگر از اسلحه استفاده میکرد، تبعات بعدی را داشت و همه میگفتند پلیس شلیک کرد..... چند روز پیش 3 نفر از مأموران پلیس در منطقه جنوب تهران - شوش- در درگیری با اراذل و اوباش مجروح شدند که اکنون در بیمارستان بستری هستند. یادآور میشوم ما از حادثه فیلم داریم و بخش نظارتی نیروی انتظامی تحقیق درخصوص حادثه را آغاز کردهاند و اگر مشخص شود 2 مأمور پلیس قصوری مرتکب شدهاند!!!!!! با آنها برخورد میشود"
اینها صحبت های رییس پلیس تهران بود در گفتگویی با سایت خبرآنلاین این هم آدرسش: http://www.khabaronline.ir/news.aspx?id=106486
دقیقا آبان ماه سال گذشته بود که در میان برگزاری مانور امنیت و آرامش نیروی انتظامی خبر تکان دهنده ای در شهر پیچید. 17 نفر در کنار خیابانی در جنوب شرق تهران به زنی 32 ساله در داخل خودرو تجاوز کردند. تقریبا در سالگرد همان خبر و در حالی که مردم تهران شاهد حضور پررنگ پلیس در خیابان های تهران بودند که با یونیفورم ها، سلاحها و تجهیزات ویژه در جای جای شهر حضور دارند و گاهی با موتور سیکلت در حجم انبوه خیابانهای تهران را سیر می کنند این بار در شمال غرب تهران حادثه ای دلخراش روی داد. جوان 33 ساله ای در جلوی چشم مردم و حضور پررنگ پلیس هر چه ناله زد پاسخی نشنید تا جان داد. این در حالیست که در چند صد متری این حادثه کیوسک پلیس جهت برقراری امنیت شهروندان و چند متر آنسوتر بیمارستانی جهت رسیدگی به حال مصدومان وجود دارد که ای کاش نمی بودند تا لاقل بهانه ای برای توجیه این حادثه بتراشیم.
البته الان دوستان بیکار ننشسته اند. اظهارات رییس پلیس تهران را در صدر این نوشته ملاحظه کردی؟ وی در گفتگو با خبرنگار خبر آنلاین که می پرسد آیا پلیس در این حادثه کوتاهی نکرده است می گوید: "من نگفتم پلیس کوتاهی نکرده اما شما به عنوان خبرنگار بپرسید چرا پس از تماسهای مکرر، اورژانس در محل حضور پیدا نکرده است؟ در ثانی پلیس چه اقدامی میتوانست انجام دهد. اگر از اسلحه استفاده میکرد، تبعات بعدی را داشت و همه میگفتند پلیس شلیک کرد!!"
عجبا! واقعا همه می گفتند چه بد شد که پلیس مثلا به پای مرد جانی شلیک کرد و او را بلافاصله دستگیر کرد و مضروب را بلافاصله به بیمارستان رسانید و جان او را نجات داد و روز بعد همه روزنامه ها و سایت های خبری پلیس را نکوهش می کردند که آخر چرا این کار را کردی مگر تو پول می گیری که حافظ جان و مال مردم باشی؟ تو باید می ایستادی و نگاه می کردی تا طرف بمیرد و دیگر از این کارها نکند که بیاید وسط میدان کاج تهران خودش را با شکم به چاقوی یک قاتل صهیونیست بزند و برای بدنام کردن پلیس جلوی چشم دوربین های رسانه های خارجی هی زار بزند و ناله کند،کمک طلب کند که ایها المسلمین! مرا به بیمارستان آن طرف خیابان ببرید تا نمیرم. اصلا باید می مرد تا برای بدنام کردن پلیس دسیسه نکند.
اگر با همان منطق سردار ساجدی نیا پیش برویم حتما پس از نجات جان یک شهروند بی گناه از مرگ و دستگیری یک قاتل - که همه مردم هم هی می گفتند چقدر بد شد پلیس شلیک کرد - و چون صدای تیر ممکن بود مردم را بترساند و بچه های کوچولو ممکن بود از خواب بپرند و گریه کنند و این برای روحیه شان خوب نیست، پلیس تهران خیلی اوقاتش تلخ می شد که همه دارند می گویند چقدر بد شد پلیس به کسی که باید شلیک می کرده، شلیک کرده است.
لذا از این به بعد پلیس به کسانی شلیک می کند که نباید شلیک کند و یا اصلا خیال همه راحت، پلیس تهران جهت نیازردن خاطر جانیان و قاتلین و برای مصون ماندن از حرف مردم - که امان از حرف مردم - و به جهت نازکی طبع لطیف و جلوگیری از گریه کودکان کوچولو و احیانا شیر خوار منطقه، دیگرشلیک نمی کند، فقط نگاه می کند تا هم قاتل خسته شود و بگوید بابا بیایید مرا بگبرید و اعدامم کنید خسته ام کردید آنقدر نگاهم کردید دیوانه شدم از دست شما! یا مضروب آنقدر ناله کند تا بمیرد تا حواسش را جمع کند دیگر قصد بدنام کردن پلیس را نداشته باشد.
تازه از اینها گذشته، ضارب فریاد میزده که مساله ناموسی است و کسی دخالت نکند. خب، شما جای پلیس! تو مسایل ناموسی و خانوادگی مگر می شود دخالت کرد. و پلیس مودب و حرف شنو و مبادی آداب ما هم اصلا خودش را داخل این مسایل ناموسی نمی کند. وگرنه به قول سردار ساجدی نیا 5 دقیقه ای آنجا بودند و همین که می خواستند اقدام کنند فهمیدند ای دل غافل! مساله ناموسی شد و بی خیال قضیه شدند.
به علاوه جناب سردار می فرمابند که " بله، ما از صحنه فیلم داریم، من متأسف هستم که برخی بدون توجه به این حادثه تنها لبخند میزنند و شاهد این حادثه دلخراش بودند" این فیلم را مردم گرفته اند یا پلیس؟ البته پلیس که فیلمبردار نیست از صحنه فیلم بگیرد، آن هم از صحنه ناموسی مردم! حتما مردم گرفته اند و در اختیار پلیس گذارده اند. باز هم دستشان درد نکند و الا ممکن بود مرگ این جوان از بیخ و بن تکذیب شود.
تازه سردار خیلی دلش گرفته از اینکه عده ای لبخند می زده اند، آن عده معلوم الحال هم باید دستگیر شوند و به مجازات عمل خود برسند تا یاد بگیرند از این به بعد با دیدن این حوادث لااقل اگر مثل پلیس کاری نمی کنند دیگر نمک روی زخم نپاشند و یک کم اخم کنند.
به هر حال پلیس همین سه روز پیش به قول سردار در میدان شوش کتک مفصلی از اراذل و اوباش خورده و الان سه نفر از همان نیروی پلیس در بیمارستان هستند. لابد اراذل میدان شوش طاقت نگاه های سنگین و معنی دار پلیس را هنگام ارتکاب جرم نداشته اند و هر چه به پلیس گفته اند "آقا جون! چشمهاتو درویش کن و هی وا نیسا اونجا بر و بر ما رو نگاه کن ما خودمون قاتلیم، جانی ایم" به خرجشان نرفته و آنها هم چون بی تربیت بوده اند پلیس را کتک زده اند.
اما جای هیچ نگرانی نیست. سردار فیلم حادثه را دارد، البته فیلم را همه دارند اما همه که بخش نحقیقات نیروی انتظامی ندارند! ایشان به بخش تحقیقات و نظارت نیروی انتظامی دستور داده اند تا با استفاده از پیشرفته ترین نرم افزارها و تجهیزات تجزیه و تحلیل فیلم و از زوایای مختلف حادثه بررسی شود تا و تیم ویژه تحقیق متشکل از زبده ترین نیروهای ویژه تحقیق بر آنند تا بررسی کنند آیا قصوری متوجه آن دو پلیس حاضر در صحنه بوده است یا خیر. اگر قصوری بود – که حتما نیست، سردار یک کمی وسواس دارند – با خاطیان برخورد می شود. اصلا بررسی کنند ببینند قتلی صورت گرفته یا خودکشی بوده یا اصلا قضیه سیاه بازی است و طرف پول گرفته جلوی دوربین خودش را بمیرد، صحنه سازی است خلاصه یک کم بو دار است داستان.
یکی نیست بگوید اگر سیاه بازی نیست آن همه دوربین آنجا چه کار می کرده؟ شاید هم از قبل طراحی شده بوده است. خلاصه مردم نگران نباشند بخش تحقیقات و نظارت نیروی انتظامی در حال بررسی شبانه روزی حادثه است. و سردار ساجدی نیا هم به طور ویژه این پرونده را دنبال میکنند.
این بنده حقیر سراپا تقصیر هم از همه شما خوانندگان به خاطر کوتاهی و قصور نابخشودنی مردم، اورژانس شهرستان ممسنی، اداره جنگلبانی دشت لوت، راهداری خلیج فارس و دریای مازندران، نگهیانی مجتمع مسکونی فیروزه واقع در شهرستان ارومیه نبش دریاچه و کلیه بستگان و آشنایان سببی و نسبی از راه دور و نزدیک در وقوع این حادثه جانسوز عذر خواهی می کنم. " در ثانی مگر پلیس جه کار می توانست بکند"
یادمان نرود ما وارثان دینی هستیم که پیامبرش فرمود: هر کسی فریاد کمک خواهی و مددطلبی مسلمانی را بشنود و او را اجابت نکند و به دادش نرسد، مسلمان نیست.
موضوع مطلب : اخبار, نویسنده:رهگذر | نظرت شما ()
» من و تنهایی و غربت،شاید این قسمت من بود!
» آیا میدانید...؟
» به کدامین سو...؟
» ببخشید،یه مدتی نبودم
» بار دیگر،خروش شیرهای سبز پارسی،وعده ما 16آذر(روز دانشجو)
» امروز رفتیم سینما و...
» لبیک یا علی!!! کدام علی؟؟!!
» آهنگ برادر بر دار از شاهین نجفی+ 4 کیفیت متفاوت + آدرس سایت شخصی نجفی
» به سلامتی هرچی سرو سبزه
» پلیس نازک طبع شهر من!
» تشریح جنایت میدان کاج از زبان قاتل: پلیس داشت ما را تماشا می کرد!
» پلیس قصد عذرخواهی ندارد؟!
» «مختارنامه» و «ملک سلیمان» خوب اند، اما جای شخصیت های ملی و تاریخی مان چقدر خالی است!
» تأملی در انحلال دانشگاه علوم پزشکی ایران
تبلیغات 

